اخبارمصاحبه

چـاقـی دیـجـیـتـال مـمـنـوع!

کارشناس رسانه گفت: انجمن‌های سواد رسانه‌ای به همراه متخصصان و فعالان سواد رسانه ای می توانند یک مدل بومی رژیم مصرف برای فضای مجازی ایران پیشنهاد دهند و این را به عنوان توصیه نامه منتشر کنند تا تبدیل به الگویی برای خانواده هایی شوند که مایل هستند الگوی خود را با مطالعات بین المللی، مطالعات تطبیقی و نظریه های متخصصان تطبیق دهند.

برخی از کاربران علاقمند هستند که میزان مفیدی از حضورشان را در فضای مجازی سپری کنند، یعنی در مدت زمانی که در رسانه های نوین حضور دارند، اقدام به دریافت اطلاعات مناسب کنند، این امر نیازمند داشتن رژیم مصرفی مناسب در رسانه ها است.

حمید ضیایی پرور کارشناس حوزه رسانه و مدرس دانشگاه معتقد است که رژیم مصرف رسانه یکی از مباحث اصلی حوزه سواد رسانه ای است؛ هر اندازه کشوری سطح سواد رسانه ای اش بالاتر باشد، رژیم مصرف رسانه ای اش هم بهتر خواهد بود، یعنی از مهارت مصرف رسانه های مختلف برخوردار است؛ بنابراین هر اندازه سواد رسانه ای پایین تر باشد، فرد آشنا به شیوه مصرف نیست، چه برسد به اینکه رژیم مصرف داشته باشد؛ بنابراین این امر ساده ترین اصل در حوزه سواد رسانه ای است.

او بر این باور است که افراد باید همچون رژیم غذایی، سه وعده نیم ساعته از شبانه روز را اختصاص به استفاده از انواع رسانه ها را داشته باشند، تا در نهایت بتوانند زمان مفیدی را در رسانه ها سپری کنند.

در خصوص رژیم مناسب مصرف رسانه با این کارشناس حوزه رسانه و مدرس دانشگاه ساعتی به بحث و گفت و گو نشستیم. آنچه از نظر می گذرانید، حاصل گفت و گوی ما با وی است. 

** تعریف شما از رژیم مصرف رسانه چیست و تا چه اندازه می تواند اهمیت داشته باشد؟

– رژیم مصرف مفهومی از مفهوم بزرگتری به نام سواد رسانه ای است. در سواد رسانه ای مواردی را که به افراد آموزش می دهند، مواردی همچون مهارت های استفاده از محتویات فضای مجازی، توانایی و مهارت تولید اطلاعات، مهارت دریافت تجزیه و تحلیل اطلاعات و مهارت های مصرف اطلاعات یا به کارگیری رژیم مصرفی است. در مورد استفاده و مصرف درست اطلاعات و محتوا در فضای رسانه های مختلف همچون فضای مجازی، ماهواره و ابزارهای دیجیتالی این مسائل مطرح می شود؛ بنابراین رژیم مصرف اشاره دارد به آن برنامه ای که شبیه رژیم غذایی که برای افراد تعیین می شود و فرد برای خود مشخص می کند که امروز صبحانه، ناهار و شام چه مواد غذایی را مصرف کند و از چه مواردی صرف نظر داشته باشد و یا به چه اندازه آن را مصرف کند.

درخصوص محتواهای فضای مجازی، رده بندی سنی وجود ندارد و استانداردی برای آن را شاهد نیستیم و تنها پروتکل هایی است که پلتفرم ها این را تنظیم و تدوین کرده اند که آن پروتکل ها، پروتکل های کلی است. 

در خصوص محتوای دیجیتالی و رسانه ای هم به همین ترتیب است، زیرا این فضای بسیار گسترده و ناتمام است و به مانند فردی می ماند که هر اندازه از آب شور دریا بچشند،‌تشنه تر می شوند. یعنی هر اندازه  فرد مصرف محتوای رسانه ای دیجیتالش بیشتر باشد، بیشتر به این فضا معتاد می شود.

فرد معتاد به رسانه،‌مایل است که بیشترین اندازه را از رسانه مصرف کند؛ بنابراین فرد در یک پروسه میان مدت و بلند مدت، تبدیل به یک معتاد دیجیتالی می شود؛ در حدی که اگر قبلا مصرفش روزی ۵۰ مگابایت اطلاعات بود، امروز با دریافت ۲۰۰ مگابایت اطلاعات هم سیر نمی شود و دوست دارد محتوای بیشتری را دانلود کند و به مشاهده محتویات بیشتری بپردازد؛ بنابراین فرد معتاد به این فضا می شود و این خود می تواند آسیب های زیاد جسمی، روحی و روانی برایش داشته باشد.در نهایت اینکه رژیم مصرف اشاره به آن استانداردهایی می کند که نحوه استفاده، نوع استفاده و مقدار استفاده کاربر را از فضای مجازی تعیین می کند.

** به نظر شما چه کسی در این میان تعیین می کند که مخاطب ما در مورد فضای مجازی چه رژیمی داشته باشد؟

–  استاندارد جهانی در این مورد وجود ندارد، البته در مورد مطبوعات و رسانه های مکتوب، استاندارد وجود داشت، یعنی یونسکو شاخص هایی را تبیین کرده بود که مشخص می کرد چه کسانی کم مصرف می کنند، استاندارش چیست، متوسط آن چگونه است و چه کسانی خوب مصرف می کنند، اما در مورد فضای مجازی  چنین استانداردی وجود ندارد و هر کشوری متناسب با آن وضعیت بومی، متناسب با سرعت، پهنای باند، سطح سواد، دانش و آن ترکیب کاربران خودش تعیین می کند که متعادل ترین رژیم مصرف فضای مجازی و رسانه دیجیتال چیست.

چاقی دیجیتال ممنوع

معمولا پژوهش های دانشگاهی و توصیه های اساسی فعالان فضای مجازی در این قضیه دخیل است. البته زمانی که در کلاس های دانشگاه، افراد از من سوال می کنند که تا چه اندازه به اینترنت متصل شویم و چند ساعت در روز اینترنت مصرف کنیم، معمولا سه زمان نیم ساعته را به آنها توصیه می کنم، یعنی فرد شبانه روز خود را به سه شیفت تقسیم بندی کند و در این سه نیم ساعته بطور متعادل از انواع رسانه ها مصرف کند. این امر به مانند سه وعده غذایی فرد می ماند که کمتر از آن ممکن است که فرد از فضا دور شود و بیشتر از آن حالت اعتیادآور و چاقی دیجیتال به بار بیاورد و یا فرد را دچار آفت و آسیب های ناشی از آن کند.

همچنین این موضوع مبنی بر اینکه فرد در این نیم ساعت چه استفاده ای از رسانه داشته باشد و از چه ترکیبی از محتوا استفاده کند، باید مورد توجه قرار بگیرد. این موضوع مهم است که فرد در هر سه وعده نیم ساعته چه رژیم مصرفی داشته باشد و از چه ترکیباتی استفاده کند. البته این پرسش مطرح می شود که آیا باید هر نیم ساعت اختصاص کامل به حضور در شبکه های اجتماعی بدهیم؟ باید در پاسخ گفت که خیر به این صورت نیست. بلکه این حضور باید ترکیبی از ایمن، جستجو، رسانه اجتماعی، شبکه اجتماعی، ارتباط با دوستان، حضور در چت و تولید اطلاعات باشد.

اگر فرد در سه وعده نیم ساعته اش بطور کامل و تمام یک ساعت و نیم حضورش را در فضای مجازی به یک رسانه خاص همچون اینستاگرام اختصاص دهد، به مانند فردی می ماند که همه وعده هایش را به صرف ساندویچ همبرگر می پردازد و در نهایت دچار زخم معده و بیماری های دیگر می شود؛ بنابراین ضرورت دارد که فرد در همه این وعده های مصرفی اش از رسانه به ویژه در فضای مجازی مناسب باشد، یعنی ترکیبی از انواع و اقسام محتوا باشد تا فرد بتواند به دریافت اطلاعات مناسبی از رسانه ها برسد.

** بنظر شما هم اکنون هر گروه سنی باید از چه الگویی در مصرف رسانه ای رعایت کنند؟

– رده بندی سنی و گاهی رده بندی جنسی در نظر گرفته می شود که بنظر می رسد اتفاق خوبی است. درخصوص فیلم های سینمایی و تلویزیونی این رده بندی وجود دارد و حتی در مورد بازی های رایانه ای هم شاهد رده بندی سنی هستیم که البته این حوزه در ایران به عنوان یکی از معدود حوزه هایی بود که بسیار قوی عمل شد.

متأسفانه هیچ استانداردی در مورد فضای مجازی وجود ندارد، اما در مورد فیلم های تلویزیونی، سینمایی و حتی ماهواره، وجود دارد. همانطور که گفتم حتی این استانداردها را در حوزه بازی های رایانه ای شاهد هستیم و اتفاقا در حوزه بازی های رایانه ای، ایران رده بندی سنی را بسیار قوی عمل کرده و حتی الگویی برای بسیاری از کشورها شده است. نظام اسرا در ایران طبقه بندی شده و بازی ها را براساس طبقه بندی سنی، تأیید می کند.

رژیم مصرف اشاره دارد به آن برنامه ای که شبیه رژیم غذایی که برای افراد تعیین می شود و فرد برای خود مشخص می کند که امروز صبحانه، ناهار و شام چه مواد غذایی را مصرف کند و از چه مواردی صرف نظر داشته باشد و یا به چه اندازه آن را مصرف کند.

درخصوص محتواهای فضای مجازی، رده بندی سنی وجود ندارد و استانداردی برای آن را شاهد نیستیم و تنها پروتکل هایی است که پلتفرم ها این را تنظیم و تدوین کرده اند که آن پروتکل ها، پروتکل های کلی است. برای مثال یکی از شروط ثبت نام در فیس بوک، پرکردن ۱۸ سال است، اما اگر فردی ۱۴ سالش باشد، می تواند سنش را ۱۸ سال بزند و فیس بوک هم متوجه این اقدام فرد نشود.

به هرحال این امر یک نوع خود اظهاری و خود کنترلی است، اما بهترین ابزار برای کنترل رده های سنی استفاده از نرم افزارهایی به نام کنترل والدین است که تنظیماتی را هم در تلویزیون های هوشمند، هم در گوشی های هوشمند، هم در کامپیوترها و لب تاب ها می طلبد که می توان از این نرم افزار استفاده کرد. البته در سیستم های عامل این تنظیمات وجود دارد و متأسفانه والدین به دلیل آنکه که نسل های قدیمی تری هستند و سواد شان از فرزندان شان کمتر است و کودکان و نوجوانان شان بیشتر از آنها با فضای دیجیتالی آشنا هستند، به همین دلیل نمی توانند از پس این تنظیمات بر بیایند و در نهایت کنترلی بر فرزندان شان ندارند؛ درحالی که اگر این نظارت وجود داشته باشد، والدین می توانند روی گوشی های هوشمند فرزندان شان، تنظیماتی بر نرم افزارهای سیستم عامل انجام دهند تا فرزندان شان در هر رده سنی که هستند، نتوانند وارد سایت های خاص شوند و هر محتوایی را مشاهده کنند.

در سطح پیشرفته تر شاهد سیستم های کنترل مصرف در سازمان ها هستیم، یعنی بخش آی تی سازمان، سیستم ها را تنظیم می کنند تا میزان مصرف فرد را در آن سازمان کنترل کنند. برای مثال این میزان را برای سیستم تعریف می کنند که فرد تا چند مگابایت می تواند مصرف کند، یا وارد کدام بخش ها شود. برای مثال در اغلب وزارتخانه ها دانلود ویدئو ممنوع است؛ درحالی که آپارات در کشور فیلتر نیست اما به دلیل آنکه ممکن است کارمند پای سیستم بنشیند و سلسله وار ویدئوهای آپارات را مشاهده کند، وقتش تلف می شود و نمی توانند راندمان کاری مناسبی داشته باشد، به همین دلیل دانلود ویدئو در اغلب وزارتخانه ها ممنوع شده است. همچنین اگر کارمندی نیاز دانلود داشته باشد،‌بخش آی تی مستقلا برای او این بخش را تنظیم می کند.

ضرورت ابزارهای کنترلی فرزندان در سطح حرفه ای

به هرحال این ها ابزارهای کنترل هستند که در سطح حرفه ای عمل می کنند، اما در سطح خانواده و فردی، کنترل ها می تواند به واسطه تنظیماتی باشد که روی سیستم های عامل یا سیستم هایی باشد که به عنوان اپلیکشین های کنترل والدین مطرح است، منتها تمام اینها منوط به این است که والدین احساس نیاز کنند تا روی فرزندان شان کنترل هایی را اعمال کنند. البته هم اکنون متأسفانه چنین احساس نیازی وجود ندارد و درصد کمتری از خانواده ها هستند که احساس نیاز می کنند. الباقی والدین هم بر این تصور هستند که فرزند را باید آزاد گذاشت تا خودش هر طور که می خواهد از فضای مجازی استفاده کند و نهایت کنترلی که می توانند داشته باشند این است که حداکثر پهنای باند را در خرید اینترنت برای فرزندان شان در اینترنت گوشی های هوشمند فرزندان شان یا اینترنت ADSL در نظر بگیرند.یعنی روی میزان مصرف کنترل می کنند و برای شان مهم نیست که فرزندان شان از آن میزان مصرف برای چه مصرفی استفاده می کنند.

** سواد رسانه ای در پیدا کردن رژیم صحیح مصرف رسانه چه نقشی می تواند داشته باشد؟

– رژیم مصرف رسانه یکی از مباحث اصلی حوزه سواد رسانه ای است؛ هر اندازه کشوری سطح سواد رسانه ای اش بالاتر باشد، رژیم مصرف رسانه ای اش هم بهتر خواهد بود، یعنی از مهارت مصرف رسانه های مختلف برخوردار است؛ بنابراین هر اندازه سواد رسانه ای پایین تر باشد، فرد آشنا به شیوه مصرف نیست، چه برسد به اینکه رژیم مصرف داشته باشد؛ بنابراین این امر ساده ترین اصل در حوزه سواد رسانه ای است.

البته در ایران تلاش هایی صورت گرفته است و انجمن های سواد رسانه ای فعال شده اند و حتی وزارتخانه های مختلف در این حوزه ورود کرده اند و شاهد برگزاری کنفرانس های مختلفی بودیم. همچنین فعالان سواد رسانه نشست هایی را در این حوزه برگزار کرده اند و کتاب های مختلفی در حوزه سواد رسانه ای منتشر شده است.با این تفاسیر ما نسبت به پنج سال قبل بسیار جلوتر هستیم، اما تا زمانی که این رویه عملیاتی شود و به سطح خانواده برسد و در نهایت تبدیل به آموزه های اصلی افراد شود، راه بسیاری در پیش داریم.

البته نظام آموزش و پرورش و نظام دانشگاهی در این مسیر بسیار مؤثر هستند. معتقدم سازمان ها و فعالان رسانه می توانند در این حوزه کار کنند و آنها باید موضوع سواد رسانه ای را در دستور کار نهادها و سازمان ها قرار دهند.

همچنین کتاب تفکر و سواد رسانه ای که در مقطع دهم متوسطه و چند سال پیش تألیف شده است، می تواند به عنوان اولین اقدام در این مسیر باشد اما پیشنهاد می شود که این کتاب مرتبا تغییر، اصلاح و به روز شود،‌ زیرا مباحث رسانه و فضای مجازی مرتبا تغییر می کند؛ بنابراین این امر هم نیاز به تقویت دارد. درواقع ما باید ‌نسخه دو این کتاب را به سرعت تألیف کنیم و حتی در دانشگاه ها باید به ایجاد سرفصل های سواد رسانه ای بپردازیم. همچنین باید درس ها و رشته های مربوط به سواد رسانه ای در دانشگاه ها ایجاد و تدریس شود.

 بهترین ابزار برای کنترل رده های سنی استفاده از نرم افزارهایی به نام کنترل والدین است که تنظیماتی را هم در تلویزیون های هوشمند، هم در گوشی های هوشمند، هم در کامپیوترها و لب تاب ها می طلبد که می توان از این نرم افزار استفاده کرد. البته در سیستم های عامل این تنظیمات وجود دارد و متأسفانه والدین به دلیل آنکه که نسل های قدیمی تری هستند و سواد شان از فرزندان شان کمتر است و کودکان و نوجوانان شان بیشتر از آنها با فضای دیجیتالی آشنا هستند، به همین دلیل نمی توانند از پس این تنظیمات بر بیایند و در نهایت کنترلی بر فرزندان شان ندارند

البته سازمان ها هم باید دوره آموزشی را در روند فعالیت های شان باید داشته باشند؛ آنها می توانند دوره های فوق برنامه و ضمن خدمت را برای فعالان و مخاطبان شان برگزار کنند. به هرحال همه باید در این حوزه دخیل باشند تا سطح دانش و مهارت و سواد رسانه ای مردم ارتقاء یابد.

** پیشنهاد شما برای ارتقای سطح سواد رسانه ای مردم برای داشتن رژیم مصرف رسانه ای شان چیست؟

– بنظرم ضرورت دارد تا انجمن های سواد رسانه ای فعال، با همکاری یکدیگر و حمایت یک نهاد بالادستی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و یا شورای عالی فضای مجازی، اقدام به تدوین رژیم مصرف برای گروه های سنی مختلف در ایران کنند. آنها باید مدلی به مردم پیشنهاد دهند تا بتوانند رژیم مصرف رسانه ای مناسبی داشته باشند. متأسفانه هم اکنون هیچ مدلی وجود ندارد و والدین حتی مدلی ندارند که براساس آن مدل در فضای رسانه حضور داشته باشند یا آن مدل را به فرزندان شان پیشنهاد دهند. امروز الگویی در خصوص مصرف رسانه وجود ندارد و هر فردی بر اساس آموخته ها و مطالعاتش از رسانه استفاده می کند.

انجمن های سواد رساد رسانه ای با متخصصان و فعالان سواد رسانه ای مرتبط هستند و مقالات علمی را مطالعه می کنند و با این موارد آشنا هستند؛ آنها می توانند یک مدل بومی رژیم مصرف برای فضای مجازی ایران پیشنهاد دهند و این را به عنوان توصیه نامه، منشور، نه به عنوان قانون منتشر کنند تا تبدیل به الگویی برای خانواده هایی شوند که مایل هستند الگوی خود را با مطالعات بین المللی، مطالعات تطبیقی و نظریه های متخصصان تطبیق دهند.

منبع: فارس

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + 4 =

بستن