اخبار

مغالطه‌های رسانه‌ای چطور ما را فریب می‌دهند؟

خیلی وقت‌ها یک متن را در فضای مجازی یا در رسانه می‌خوانیم، می‌دانیم یک جای ماجرا جور در نمی‌آید اما ظاهرا استدلالی که گفته شده، درست است. اشکال کار کجاست؟

 ‌خیلی وقت‌ها یک متن را در فضای مجازی یا در رسانه می‌خوانیم، می‌دانیم یک جای ماجرا جور در نمی‌آید اما ظاهرا استدلالی که گفته شده، درست است. «مغالطه» کارکردش همین است؛‌ طوری حرف را می‌پیچاند که آدم متوجه نمی‌شود صغری و کبری و نتیجه‌گیری غلط است. بنابراین برای فهمیدن حقیقت، چاره‌ای نداریم جز اینکه به این مغالطه‌ها تسلط پیدا کنیم و بتوانیم آن‌ها را در آنچه می‌خوانیم و می‌بینیم، تشخیص دهیم.

یک تلاش تاریخی برای اثرگذاری روی ادراک

به مکالمه بین این دو نفر توجه کنید:

– من تو نیستم. آیا چنین نیست؟
+ بلی، تو غیر منی و من غیر تو هستم.
– و من انسان هستم.
+ البته تو انسان هستی.
– و من حیوان نیستم.
+ آری، تو حیوان نیستی.
– و من غیر حیوان هستم.
+ آری، این هم پذیرفته است که تو غیر حیوان هستی.
– اما خودت گفتی که من غیر تو هستم.
+ البته گفتم. حتما اینچنین است.
– من غیر تو هستم و من غیر حیوان هستم.
+ آری، آری.
– پس تو حیوانی!

این مکالمه بین دو نفر در یونان باستان است که یکی از آن ها سوفیست بوده و سعی دارد با به کارگیری مغالطه، به دیگری اثبات کند که دیگری حیوان است. سوفیست ها گروهی بودند که در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح در یونان باستان نهضت شکاکیت را به وجود آوردند. سوفیست ها  سخنور و اهل خطابه بودند. آن ها به شاگردان خود آموزش می‌دادند که چگونه در دادگاه ها سخنوری کنند و مخاطب را اقناع نمایند. البته این اقناع کردن بر پایه استدلال معتبر نبود؛ بلکه با ظاهری شبیه به استدلال و با استفاده از مغالطات انجام می‌شد. سوفیست ها اندک اندک به این نتیجه رسیدند که هیچ حق و باطلی وجود ندارد و آن ها اگر اراده کنند می توانند با استفاده از به کارگیری مغالطات در سخنوری، هر چیزی را حق یا باطل جلوه دهند. مغالطه به معنای هرگونه خطا در استدلال است. مغالطه در حقیقت استدلال نما است. نسبت استدلال معتبر با مغالطه مثل نسبت عابد با ریاکار و یا مثل نسبت طلا با بدلی از طلاست.

چنددسته مغالطه داریم؟

مغالطه انواع مختلفی دارد.  چند نمونه را در ادامه می‌بینید:‌

  • مغالطات تبیینی:  در این نوع از مغالطات، مطلب به صورت مبهم بیان می‌شود و همین امر زمینه ساز خطاها و لغزش هاست. به مثال زیر توجه کنید:

سعادت، غایت زندگی انسان است.

غایت زندگی انسان مرگ است.

بنابر این، سعادت انسان همان مرگ اوست.

مسلما سعادت به معنای مردن نیست. اما در مغالطه‌ی بالا، یک لفظ مشترک با دو معنای مختلف به کار برده شده است. در جمله اول غایت به معنای هدف است. در جمله دوم غایت به معنای نهایت است. بدیهی است پس از تفکیک معانی مختلف لفظ غایت، نمی توان از دو جمله اول؛ جمله سوم را نتیجه گرفت.

  • مغالطات ادعای بدون استدلال: در این نوع مغالطه، گوینده سعی دارد مدعای خود را بدون استدلال به مخاطب بقبولاند. به جمله زیر توجه کنید:

«هر انسان عاقلی می‌داند که چیزی به اسم جن وجود ندارد.»

در جمله بالا، گوینده با به کار بردن عبارت«هر انسان عاقلی»، راه را بر مخاطب برای اعتراض یا پرسش بسته است.

و یا به جمله زیر توجه کنید:

« من بر عقاید خود، ثابت قدم هستم؛ اما تو نسبت به عقایدت کله شق و یک دنده هستی.»

در این جا، گوینده از عبارتی با بار ارزشی مثبت برای خودش و از عباراتی با بار منفی برای مخاطبش استفاده می‌کند. به این ترتیب گوینده حرف خود را حق و حرف مخاطبش را باطل و از روی لجاجت به شمار می‌اورد.

  • مغالطات مقام نقد: در این بخش، برای نقد یک مطلب به جای تکیه بر استدلال از مغالطه اسفاده می‌شود. مثلا:

«اندیشه های هگل باطل است؛ چون او یک اشرافی بوده است.»

در این جا، گوینده به جای نقد اندیشه های هگل، خاستگاه او(یعنی اشرافی بودن) را بیان می‌کند و از طرد خاستگاه هگل، بطلان اندیشه های او را نتیجه می‌گیرد.

برای مقابله با مغالطات سوفیست ها، ارسطو علم منطق را  تدوین کرد. اما به کار بردن مغالطات تنها مختص به سوفیست ها نبوده است. در عصر حاضر نیز، رسانه های مختلف برای فریب دادن مخاطبین خود از انواع مغالطات استفاده می‌کنند. اگر اندکی بیندیشیم مثال هایی از به کار بردن مغالطات توسط رسانه های معاند را به یاد خواهیم آورد. بگذارید تنها به چند نمونه اشاره کنیم:

  • مغالطه دوگانه کاذب:

در این مغالطه، گوینده دوگانه ای را ایجاد می کند و مخاطب را بر سر دو راهی می‌گذارد. به نحوی که مخاطب باور کند که راه های دیگری به غیر از این دو راه وجود ندارد. به مثال زیر توجه کنید:

دوگانه سازی کاذب در رسانه ایندیپندنت

در این یادداشت، نویسنده دو گانه جنگ فراگیر یا صلح فراگیر را مطرح می‌کند و راه های دیگر مثل تنش و یا باقی ماندن در شرایط فعلی را در نظر نمی‌گیرد.

  • مغالطه علت جعلی:

در این مغالطه، گوینده علتی جعلی را برای یک حادثه مطرح می کند. مثلا در ماجرای اعدام روح الله زم، رسانه های معاند بدون اشاره به جنایات روح الله زم، به نحوی فضا سازی کردند که گویی زم صرفا به علت روزنامه نگاری به اعدام محکوم شده است.

 

معرفی زم به عنوان یک روزنامه نگار و تحریف واقعیت در رسانه ایران اینترنشنال

  • مغالطه تعمیم نا روا:

در این مغالطه با استناد به چند مورد، حکمی کلی صادر می‌شود. مثلا:

«در روزنامه خواندم که یک معتاد، فرزندش را کشته است. به نظرم همه معتاد ها قاتل هستند.»

در این مثال، فرد با استناد به یک مثال، حکمی کلی صادر کرده و این یک نوع مغالطه است. در سالیان اخیر بار ها در رسانه ها دیده‌ایم که نظام جمهوری اسلامی را به صرف مشاهده چند مورد از فساد، به فساد سیستماتیک متهم کرده اند؛ این اتهام یک نوع مغالطه است.

تعمیم فساد به همه سیستم توسط سخنگوی دولت

اگر در یونان باستان، انسان های آگاه به وسیله علم منطق می‌توانستند از شر مغالطات سوفیست ها رها شوند؛ امروزه برای فریب نخوردن؛ تنها راه، مجهز شدن به سواد رسانه ایست. قصد داریم در سلسله گزارش هایی، مغالطاتی را که معمولا توسط رسانه های معاند به کار برده می‌شود؛ معرفی کنیم.

 

گروه سواد رسانه خبرگزاری فارس؛ مصطفی کوشکی

 

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × چهار =

بستن