مصاحبه

قدرت و رسانه‏ ها در عصر جهانی شدن

دکتر محمد سلطانی فر عضو هیئت علمی گروه ارتباطات اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی – فن آوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات، ظرفیت‏های نوینی در اختیار دولت‏ها قرار می ‏دهند، اما همزمان به کاهش اقتدار دولت و برابری تاثیرگذاری آن با سایر بازیگران عرصه بین المللی می ‏انجامند.

انقلاب فن آوری‏های اطلاعات و ارتباطات حاصل پیشرفت‏های به هم مرتبط، جهانی شدن و نیز تکثر و تنوع مراکز صاحب قدرت است که جملگی به صحنه بین المللی منتقل شده ‏اند.

در فضای نوین همزمان با افزایش تحولات و پیچیدگی‏ها در محیط بین المللی، توزیع مجدد قدرت سبب شده است تا بازیگران جدیدی وارد عرصه بازیگری بین المللی شوند . بازیگران غیردولتی طیفی از شرکت‏های فراملیتی، سازمان‏های بین المللی، سازمان‏های جامعه مدنی و رسانه‏ ها را شامل می‏ شوند که فن آوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات، به هر یک از این گروه‏ها کمک می ‏کند تا کارایی و گستره عمل و کنترل خود را به فراتر از مرزهای ملی گسترش دهند. در این فضا علاوه بر تغییر نقش بازیگران مختلف با طیف وسیعی از مسائل و موضوعات تحت فشار مواجه می ‏شویم.

هم اینک شرکت‏های فراملیتی به گونه ای موفقیت آمیز، فرصت‏های حاصل از آزادسازی تجارت بین المللی، کاهش نرخ حمل و نقل، ابداع مدل‏های نوین سازمانی و فرایندهای سازمانی و ظهور فن آوری‏های نوین اطلاعات و ارتباطات را غنیمت شمرده و از آنها بهره بالایی می‏ گیرند. در این میان، رشد روزافزون تعداد سازمان‏های غیردولتی (NGOs) نیز کم تاثیر نبوده است. اگر به این سازمان‏ها، سازمان‏های جامعه مدنی، که تمایل فراوانی برای تاثیرگذاری‏های بین المللی دارند را نیز بیفزاییم، آنگاه تعداد سازمان‏های غیر دولتی از صدها به هزارها خواهد رسید.

به طور کلی ماهیت و خصوصیات اصلی قدرت در عصر نوین را چنین برشمرده ‏اند:
• قدرت دیگر به حاکمیت و حکومت محدود نمی شود.
• قدرت از محدوده و محدودیت خشونت رهایی یافته است.
• قدرت ناشی از روابط است.
• قدرت به شکل رسانه اینتیکی و شبکه ‏ای قابل بررسی است.
• قدرت نیازمند ارتباطات آزاد است.
• قدرت ناشی از توافق است.

دانش به عنوان معرفت تخصصی و به عنوان ابزار حقیقت سازی در تولید قدرت در بالاترین اولویت قرار دارد.

و کلیه این عوامل موجب شده ‏اند که تحلیلگران ادعا کنند: در طولانی مدت دیپلماسی و دولت‏ها با کاهش قدرت روبرو خواهند بود. این بحث مبتنی بر مفهوم نفوذ سایرین در حاکمیت دولت‏هاست. گفته می ‏شود که در یک جامعه جهانی، قدرت همزمان با نزول به سطح محلی، به سطح بین المللی صعود می ‏کند. اما به هر حال از حوزه نفوذ دولت‏ها خارج و به بخش غیردولتی منتقل می‏ شود.

این امر یقینا نتیجه ارتباطات مبتنی بر منافعی است که به افراد و سازمان‏های سراسر جهان تعلق دارند و موجبات اتصال افراد و گروه‏های منتفع را در گستره ‏ای فراتر از مرزهای ملی آنان فراهم می ‏آورند. هم اینک مرز میان بسیاری از موضوعات ملی، بین ‏المللی و جهانی نامشخص است. در عین حال بسیاری از موضوعات همزمان تاثیراتی محلی، ملی، بین المللی و جهانی دارند.

تلاش برای ایجاد تحول و ارتقا تاثیر دولت– ملت نسبت به شرکای غیر دولتی یا سازمان‏های بین المللی احتمالا غیرممکن است. به بیان عبدالعلی قوام: “دولت ملی امروز در عین آن که برای دستیابی به اهداف ملی و کنترل نیروهای جهانی بسیار کوچک است، ساختار آن به عنوان راس سلسله مراتب حکومت برای مدیریت زندگی مردم بسیار بزرگ است .” مهم تر از این امر، از دست دادن موقعیت مرکزی و اصلی در این همکاری‏ها، از سوی دولت – ملت است.

شاید دولت‏ها تلاش خود را می‏ کنند تا با محیط نوین سازگار شوند، اما جای تردید بسیاری وجود دارد که دولت‏های ملی بتوانند قابلیت‏ها و انعطاف پذیری‏های سابق خود در دستیابی موثر به اهداف و منافع ملی را دوباره به دست آورند.

به بیان کستلز دولت- ملت‏ها به بقای خود ادامه خواهند داد، اما استقلال آنها چنین نخواهد بود. آنها در شبکه‏ های چندسویه با یکدیگر متحد خواهند شد، با هندسه متغیری از تعهدات، مسئولیت‏ها، ائتلاف‏ها و وابستگی‏ها. نظام نوین قدرت براساس تکثر منابع اقتدار و قدرت مشخص می‏شود و دولت ملی فقط یکی از این منابع است.

از منظر گفتمانی، NGOهای غیرانتفاعی درصدد ایجاد یک گفتمان متکثر در برابر گفتمان سلبی هستند که شرکت‏های فراملیتی TNCs درصدد ایجاد آن هستند. اما در واقعیت، سیطره نسبی شرکت‏های فراملیتی TNCs بر مجاری اطلاع رسانی، مالی و سرمایه‏ ای دنیا، از بالا برای گفتمان خود مشروعیت ایجاد می‏کند. در این حال ما شاهد بی اثر شدن گفتمان دولت – ملت هستیم. این وضعیت نه تنها نقش دولت – ملت را به عنوان منبع معنادهی به روابط بین الملل بی‏اثر می ‏سازد، بلکه ساختار دولت به مفهوم واحد آن را نیز شالوده شکنی می ‏کند. همزمان با این پدیده، هر چه دسترسی مردم به اطلاعات بیشتر و آزادتر باشد، به همان نسبت فشار وارده بر دولت‏ها برای افزایش همکاری بیشتر خواهد شد.

در نهایت هنوز کاملا مشخص نیست که ارتباطات رسانه ‏ای و فن آوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات چگونه می ‏خواهند میان قدرت دولت و سایر بازیگران عرصه بین المللی، تعادل برقرار سازند. با این همه دولت ملی از بین نمی ‏رود. بلکه در عصر اطلاعات فقط کوچک می‏ شود. دولت در قالب حکومت‏های محلی و منطقه ‏ای تکثیر می ‏شود که جهان را از پروژه ‏های خود می‏ کنند، حوزه ‏های انتخاباتی تشکیل می‏دهند و با دولت‏های ملی، شرکت‏های فراملیتی و آژانس‏های بین‏ المللی به مذاکره می ‏نشینند. دوره جهانی شدن اقتصاد همچنین عصر ملی شدن سیاست نیز هست. کاستی‏های دولت‏های محلی و منطقه ‏ای به لحاظ قدرت و منابع، انعطاف پذیری و شبکه سازی آنها را جبران می ‏کند. آنها تنها همتای پویایی شبکه ‏های جهانی ثروت و اطلاعات هستند، البته اگر بتوان همتایی برای آن یافت.

در این میان بیشتر باید بر این موضوع متمرکز شویم که دولت چگونه باید با این محیط جدید سازگار شود تا از منافع خود دفاع کند و آنها را ترویج نماید. تغییرات فریبنده در حال جایگزینی با روندهای کنونی هستند. دولت– ملت لازمست خود را آماده کند و نسبت به رشد عمودی مسائل، شناخت بازیگران نوین صحنه بین المللی و تاثیرات ناشی از حذف فاصله ‏ها (ی مکانی و زمانی) ناشی از توسعه شبکه ‏ها و قابلیت‏های فن آوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات بر توان پاسخگویی خود بیفزاید. دولت در حالی که شاهد تقسیم شدن خود به گروه‏ها و بخش‏های مشخصی است که موضوعات فراملی را دنبال می ‏کنند، متحول می‏ گردد. به بیان دیگر قسمت‏های گوناگون دولت– ملت که تا به حال در جهت اهداف و منافع ملی عمل می‏ کردند و در تشکیل دولت– ملت حضور داشتند، اهدافی فراملی برای خود تعریف می‏ کنند و در فاصله‏ ای “بین المللی” نسبت به دولت‏های ملی خود قرار می ‏گیرند. این گروه‏ها اگر چه از نظر منافع و اهداف از دولت‏های ملی خود فاصله می‏ گیرند، اما در کنار آنها و در گستره فیزیکی “ملی” به سر می‏ برند. این است “حاکمیت عصر اطلاعات”.

قدرت‏های میانی به خوبی مطلع شده ‏اند که برای ایجاد تاثیرات بیشتر، لازمست با دیگر بازیگران عرصه بین المللی مشارکت داشته باشند. در نتیجه ممکن است سریع‏تر و خلاقانه‏ تر از سایر دولت‏ها، به دنبال شرکای غیرسنتی و نوین باشند. برخی نیز مدعی هستند که قدرت‏های میانی طبیعتا بیشتر با قدرت ناشی از عقاید در ارتباط هستند. به بیان دیگر عملکرد دولت‏هایی که بر پایه «قدرت عقاید» عمل می‏ کنند نسبت به دولت‏هایی که بر مبنای قدرت اقتصادی و بایدهای نظامی رفتار می‏ کنند، در عصر نوین دارای بازدهی و کارایی موثرتری است.

زاویه دید نگارنده این است که فن آوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات، ظرفیت‏های نوینی در اختیار دولت‏ها قرار می ‏دهند، اما همزمان به کاهش اقتدار دولت و برابری تاثیرگذاری آن با سایر بازیگران عرصه بین المللی می ‏انجامند. در عین حال تقسیم قدرت دولت میان خود دولت و سایر بازیگران به سرعت انجام نمی شود. ما سال‏ها با تکثر اقتدار دولت و اعطای کامل آن به سایر بازیگران عرصه روابط بین المللی فاصله داریم. اما نتیجه نهایی و قطعی خودآگاهی است.

منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =

بستن